زندگی + آبرهام لينکلن

وای که نمیدونم چرا اینقدر حس وبلاگ نوشتن نیست در حالی که حرف بسیار است! از زندگی بگیر تا سیاست و فرهنگ و اجتماع و ...

بالاخره رفتم یه جایی یه امریه‌ای یافتم! چون محیط نظامی است اینترنت اینا خبری نیست و اینه کهخیلی کمتر از وقتی که در یونیورسیته بودم و خب اینترنت به وفور!! در دسترس. شاید یکی از دلایل ننوشتن همین باشه!

اواع زندگی هم شکر خدا بدک نیست. اگرچه همیشه بالاخره یه چیزایی هست که ذهن رو قللک میده و آرامش رو میبره اما خب کمی ذهنم آزاد شده و آرامش بیشتر و فرصت و توان فکر کرن کمی بیشتر از این یک سال اخیر که خیلی قاطی پاتی بود.

اوضاع مملکتی اما به نظرم زیاد خوب نیست. هیچ وقت احساس خوبی نسبت به اینجور یکپارچگی و تک صدایی نداشتم. به نظرم خوبه که انتقاد جاری باشه و بحث اگرچه بصورت نابرابری به لحاظ پشتیبانی قدرتی و ثروتی ادامه داشته باشه و نمیره. اما خب دیروز بود مثلا دیدم عالی ترین مسوول مملکت خودش رو  در حد سخنگو و مدافع یک گروه تنزل داد و منتقدان رو وراج خطاب کرد.

اوضاع اجتماع هم یه جوری شده. احساس من لااقل اینه که دیوارهای اعتماد مردم نسبت به هم از بین رفته...

شاید علت اصلی نوشتن این متن٬ یعنی علت که چه عرض کنم انگیزه! یه میلی گرفتم که توش نامه‌ای بود از آبراهام لینکلن برای آموزگار پسرش و یه درخواستهایی کرده بود ازش. نمیدونم واقعی است یا نه و سندی هم نبود ازش اما به هر حال خیلی جالب بود واسم. حلقه های مفقوده‌ی تربیتی این روزهای سرزمین من شاید اقراق نباشه اگه بگم همش تو این دو سه پاراگراف هست! شاید اگه روزی پسری داشته باشم چیزی جز این ندارم که بخوام بهش یاد بدن...

 

نامه آبراهام لینکلن به آموزگار پسرش

به پسرم درس بدهید:

« او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.

ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده  نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.»

خب همین دیگه ...

 

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
فاطمه

بله نکات خوبی توش هست. کامل تر ميشه اگه اين جمله بهش اضافه بشه: فرزندان شما آن چيزی نمی شوند که شما «می خواهيد». بلکه آن چيزی می شوند که شما «هستيد». اين هم يکی از حلقه های مفقوده است به نظرم.

سحر

به به! از این طرفا! بله! حکایت همون (( دریا همه عمر خوابش آشفتست.. )) معروف هست دیگه! این اتفاقات هم عزیزم واسه هردومون خالی از لطف نبود به هر حال! خودتو ناراحت نکن دیگه

فرزانه

سلام بر حسام عزیز خدا پدر آبراهام لینکن را بیامرزد و فرزندش را برایش نگه دارد به هر حال مشتاق خواندن وب لاگهاتون هستیم

سحر

حسام آرشیوت چرا کار نمیکنه؟

RZ

Salam hesam, man raminam emrooz dashtam internet vel micharkhidam shansi weblogeto peida kardam kolli hal kardam:) agha khoobi?? khoshi?? kholase kolli khoshhal shodim agha, movazebe khodet bash:)